هوا بارونیه
سرده
دل مرده است
من مریضم
دوباره جراحی کردم و میترسم به بار سوم برسه
درد دارم
از ترس اینکه نکنه تو وقت بیچارگی دوباره به کسایی که خبرمو نگرفتن و پسم زدن مسسج ندم ،زدم همه شماره هاشونو پاک کردم
زل میزنم به لپ تاپم
چقد ارزوشو داشتم و از روز اول خریدش بی تفاوت بودم.
میرم تو سایتای پورنو
میخام شاید اون ادم بَدِه رو تو ذهنم بیدار کنم
فایده نداره
تمام رویاهام و خیال پردازیام خشک شدن
یاد حرف دوستم می افتم نکنه در باغ سیز نشون ادما میدی که اول برای شروع رابطه خیلی مصممن،بعدش پَسِت میزنن
راست میگه من یه ادم سست عنصر و سست اراده بیشتر نیستم که سریع پسرخاله میشه و وا میده
خیره میشم به گوشیم
تمام مسیجاشو پاک کردم
میخام بهش مسیج بدم و خودمو لوس کنم تا نازمو بکشه
یادم میاد تو پروسه ازدواجه و مسخره است تمام حرفا و قربون صدفه رفتنا
تو دلم فحشش میدم ک اخه نامرد تو که میگی دوسم داری چطو میتونی بری طرف کس دیگه؟
اون وقت میگم خفه شو از اول همین قرارو گذاشتین و تو هم بودی باید همین کارو میکردی
زنگ که میزنه با صدای شاد جوابشو میدم میخندم چون راه دور رفته و هنوز عادت نکرده و نامردی بود که دم رفتن بهم بزنم
هرچند نامردی نبود روز عمل بفهمم که داره زن میگیره
هنوز داره بارون میاد
عصر جمعه است
یه حفره بزرگ ایجاد شده که همه چیزمو تو خودش میکشه
هیچی واسم نمونده
۶ آبان ۱۳۹۰
۲۴ مرداد ۱۳۹۰
يه داستان بود بچه بودم خوندم
يه بركه بود توش 3تا ماهي بودن يه روز يه ادمي از اونجا رد ميشه و ميگه خوبه تور بيارم و اين ماهيا رو بگيرم
ماهي اول كه عاقل تر بودن قبل از برگشتن ماهيگير از يه مجرا كوچكي كه بوده شنا ميكنه و در ميره
ماهيگير زود برميگرده و تور پهن ميكنه ماهي دوم كه يكم دانا بوده به خودش ميگه غفلت كردم و دير جنبيدم و الان فقط با حيله ميشه از اين مخمصه فرار كرد بنابراين خودشو به مردن ميزنه و مياد روي اب و ماهيگير به هوا اينكه مرده ميگيرتش و پرتش ميكنه اونور ماهي با تلاش خودشو به ابراهه ميرسونه و جون سالم در ميبره
ماهي سوم ولي هيچ چاره اي نمي انديشه و اينقدر اينور و اونور ميره كه ماهيگير تورشو جمع ميكنه و صيدش ميكنه
شده حكايت ما
ميشنويم از سيستم فيلترينگ جديد و كنترل ها و محدوديت ها
اينترنتمون سرعتش كم و زياد ميشه
فيلتر بعضي سايتا براي يه مدت كوتاه كلن برداشته ميشه شايد براي ارتقا سيستم سانسورشون
مسيج تبليغ ايميل ملي مياد
هيچ نگران نميشيم
همين روزاست كه تور كشيده بشه و هممون اسير بشيم و اينترنت ملي رو بكنن تو حلقمون
يه بركه بود توش 3تا ماهي بودن يه روز يه ادمي از اونجا رد ميشه و ميگه خوبه تور بيارم و اين ماهيا رو بگيرم
ماهي اول كه عاقل تر بودن قبل از برگشتن ماهيگير از يه مجرا كوچكي كه بوده شنا ميكنه و در ميره
ماهيگير زود برميگرده و تور پهن ميكنه ماهي دوم كه يكم دانا بوده به خودش ميگه غفلت كردم و دير جنبيدم و الان فقط با حيله ميشه از اين مخمصه فرار كرد بنابراين خودشو به مردن ميزنه و مياد روي اب و ماهيگير به هوا اينكه مرده ميگيرتش و پرتش ميكنه اونور ماهي با تلاش خودشو به ابراهه ميرسونه و جون سالم در ميبره
ماهي سوم ولي هيچ چاره اي نمي انديشه و اينقدر اينور و اونور ميره كه ماهيگير تورشو جمع ميكنه و صيدش ميكنه
شده حكايت ما
ميشنويم از سيستم فيلترينگ جديد و كنترل ها و محدوديت ها
اينترنتمون سرعتش كم و زياد ميشه
فيلتر بعضي سايتا براي يه مدت كوتاه كلن برداشته ميشه شايد براي ارتقا سيستم سانسورشون
مسيج تبليغ ايميل ملي مياد
هيچ نگران نميشيم
همين روزاست كه تور كشيده بشه و هممون اسير بشيم و اينترنت ملي رو بكنن تو حلقمون
۷ تیر ۱۳۹۰
حماقت4
رييسم با عوض كردن مهتابي هاي سوخته مخالفت ميكنه به خاطر اينكه سوختن اونها كمك به صرفه جويي در بيت المال ميشه
حماقت 3
در پي اومدن نامه مبني بر صرفه جويي شعب،رييسم با اين استدلال كه عموي مرحومشون تا سن 75 سالگي به راحتي زير نور فانوش قران ميخوندن و ما بد عادت هستيم،نصف بيشتر مهتابي هاي بانك رو خاموش كرد
سطح حماقت 2
رييسم پنجره كنج ديوار كه بازكردنش سخته رو همش باز ميكنه
باز شدن اين پنجره باعث بسته شدن پنجره كناريش كه به راحتي باز ميشه،ميشه
دليلش اينه كه اون گوشه هوا تجمع كرده و بايد عوض بشه
باز شدن اين پنجره باعث بسته شدن پنجره كناريش كه به راحتي باز ميشه،ميشه
دليلش اينه كه اون گوشه هوا تجمع كرده و بايد عوض بشه
سطح حماقت1
تو تابستون توي بانك يه معضل اساسي داريم
اينكه به رييس نه چندان محترممون حالي كنيم كه كولر رو روشن كنه و پنجره ها ببنده
ايشون ولي اصلن قبول نميكنن
كولر رو روشن ميكنه و پنجره ها باز
ميگه هوا بايد جريان داشته باشه
اينكه به رييس نه چندان محترممون حالي كنيم كه كولر رو روشن كنه و پنجره ها ببنده
ايشون ولي اصلن قبول نميكنن
كولر رو روشن ميكنه و پنجره ها باز
ميگه هوا بايد جريان داشته باشه
۳ تیر ۱۳۹۰
سطح شعور
همكارم ميگه فلاني رو ميشناسي؟
اسم يكي از كشته شده هاي كهريزكو ميگه
ميگم اره 2 سال پيش تو كهريزك كشته شد
ميگه اين چند سال پيش خيلي دنبالم بود كه باهام دوس بشه و من ازش خوشم نمي اومد
بعد مكث ميكنه و بدون هيچ افسوس و تاسفي ميگه:خدارو شكر باهاش دوس نشدم وگرنه منم ميگرفتن
:|
اسم يكي از كشته شده هاي كهريزكو ميگه
ميگم اره 2 سال پيش تو كهريزك كشته شد
ميگه اين چند سال پيش خيلي دنبالم بود كه باهام دوس بشه و من ازش خوشم نمي اومد
بعد مكث ميكنه و بدون هيچ افسوس و تاسفي ميگه:خدارو شكر باهاش دوس نشدم وگرنه منم ميگرفتن
:|
اشتراک در:
پستها (Atom)